cryogenic

cry·o·gen·ic/ˌkraɪ.əˈdʒɛn.ɪk/
cryo-cold / freezing-genicproducing / generating
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more cryogenicsuperlative (عالی): most cryogenic

صفت — برودتی

برودتیسرمایشی

مربوط به تولید دماهای بسیار پایین یا مطالعه پدیده‌های فیزیکی در دماهای بسیار پایین.

Relating to the production of very low temperatures or the study of physical phenomena at very low temperatures.

«سوخت‌های برودتی در موتورهای موشک استفاده می‌شوند.»

Cryogenic fuels are used in rocket engines.

«دانشمندان آزمایش‌ها را در دماهای برودتی انجام می‌دهند.»

Scientists perform experiments at cryogenic temperatures.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000