cub

/kʌb/
noun (اسم)commonplural (جمع): cubs

اسم — جوجه حیوان

جوجه حیواننوزاد حیوان

جوجه یا بچه حیوانات گوشتخوار مثل خرس یا شیر

A young carnivorous mammal such as a bear, lion, or fox

«خرس کوچولو دنبال مادرش رفت.»

The bear cub followed its mother.

«شیرها بچه‌هایشان را با دقت محافظت می‌کنند.»

Lions protect their cubs carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000