cultural boundary

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cul·tur·al bound·a·ry/ˈkʌltʃərəl ˈbaʊndəri/
phrase (عبارت)formal

عبارت — مرزِ فرهنگی

مرزِ فرهنگیحدِ فرهنگی

مرز یا جدایی میان گروه‌هایی با آداب، ارزش‌ها یا شیوه‌های زندگی متفاوت.

A limit or division between groups with different customs, values, or ways of life.

«موسیقی می‌تواند از یک مرز فرهنگی عبور کند.»

Music can cross a cultural boundary.

«این پروژه افرادِ متعلق به فرهنگ‌های گوناگون را کنار هم آورد.»

The project brought people across cultural boundaries together.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000