cultural norm

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cul·tur·al norm/ˈkʌltʃərəl nɔrm/
noun (اسم)commonplural (جمع): cultural norms

اسم — هنجار فرهنگی

هنجار فرهنگیعرف فرهنگی

انتظار مشترکی دربارهٔ رفتار پذیرفتنی در یک جامعه یا گروه مشخص است.

A shared expectation about acceptable behavior in a particular society or group.

«در اینجا درآوردن کفش یک هنجار فرهنگی است.»

Removing shoes is a cultural norm here.

«هنجارهای فرهنگی با گذشت زمان تغییر می‌کنند.»

Cultural norms change over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
customرسم

روزمره. برای یک رسم جاافتاده می‌تواند جای cultural norm بیاید؛ a wedding custom درست است، اما norm بیشتر بر انتظار اجتماعی تأکید دارد.

Everyday. It can replace 'cultural norm' for an established practice—'a wedding custom' works, but a norm more strongly implies social expectation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000