در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بخشی از موهای فر یا حلقهای از موهای مجعد.
A lock or ring of curly hair.
«او یک بند مو فر را پشت گوشش گذاشت.»
“She tucked a curlylock behind her ear.”
«موهای فرش هنگام دویدن تاب خوردند.»
“His curlylocks bounced as he ran.”