در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای علامتها یا نشانههایی شبیه خنجر؛ علامتدار یا زخمی مانند خنجر.
Marked or stabbed with shapes resembling daggers; having dagger-like marks or features.
«پارچه با طرحهای تیز خنجریمانند مشخص شده بود.»
“The fabric was daggered with sharp designs.”
«او کمربندی با نقش خنجری برای تزئین پوشیده بود.»
“He wore a daggered belt for decoration.”