در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک دره، به خصوص در شمال انگلستان.
A valley, especially in northern England.
«گوسفندها در دره سبز با آرامش چرا میکردند.»
“The sheep grazed peacefully in the green dale.”
«ما در درههای زیبای یورکشایر پیادهروی کردیم.»
“We hiked through the beautiful dales of Yorkshire.”
روزمره. رایجترین و کلیترین واژه برای یک منطقه کم ارتفاع بین تپهها یا کوهستانها که معمولاً رودخانه یا نهری از آن میگذرد. 'دره' به صورت جهانی فهمیده میشود، 'dale' بیشتر منطقهای است.
Everyday. The most common and general term for a low area between hills or mountains, typically with a river or stream flowing through it. 'Valley' is universally understood, 'dale' is more regional.
ادبی/منطقهای (اسکاتلندی/ایرلندی). یک دره باریک و خلوت. 'Glen' اغلب به درهای صمیمیتر، گاهی پوشیده از درخت، اشاره دارد تا 'dale'.
Literary/Regional (Scottish/Irish). A narrow, secluded valley. 'Glen' often implies a more intimate, sometimes wooded, valley than 'dale'.
یک نام مردانه.
A masculine given name.
«دیل در برخی مناطق یک نام محبوب است.»
“Dale is a popular name in some regions.”
«دیل ارنهارت یک راننده مسابقهای معروف بود.»
“Dale Earnhardt was a famous race car driver.”