یک دوره زمانی ۲۴ ساعته که معمولاً از نیمهشب تا نیمهشب بعدی محاسبه میشود.
A period of 24 hours, usually reckoned from one midnight to the next.
«هفت روز در یک هفته وجود دارد.»
“There are seven days in a week.”
«امروز چه روزی است؟»
“What day is today?”
2noun (اسم)common
این رایجترین معنی این واژه است
plural (جمع):days
روزروشنایی روز
دوره زمانی که نور خورشید وجود دارد، بین طلوع و غروب آفتاب.
The period of light between sunrise and sunset.
«ما فقط در طول روز سفر میکنیم.»
“We only travel during the day.”
«روز گرم و آفتابی بود.»
“The day was warm and sunny.”
تفاوت با واژههای مشابه
daytime— روز, اوقات روز. این کلمه روزمره است و وقتی به طور خاص به ساعات روشنایی اشاره میشود، با 'day' قابل جابجایی است. مثلاً 'I work during the daytime' (من در طول روز کار میکنم) یا 'I work during the day' هر دو صحیح هستند و به دوره روشن روز اشاره دارند. 'Daytime' بیشتر برای تأکید بر تضاد با 'nighttime' یا برای مشخص کردن دورهای از روز به کار میرود. این کلمه روزمره است و با 'day' قابل جابجایی است وقتی منظور به طور خاص ساعات روشنایی روز باشد. برای مثال: 'It's safer to travel during the daytime' (سفر در طول روز امنتر است). نمیتوان در جملاتی مانند 'What day is it?' (امروز چه روزی است؟) از آن استفاده کرد.