dead to rights
/dɛd tə raɪts/
phrase (عبارت)informal
عبارت — در حین جرم گیر افتاده
در حین جرم گیر افتادهبا مدرک قطعی گیر افتاده
با مدرکی انکارناپذیر در حال انجام کار اشتباه گیر افتاده است.
Caught clearly doing something wrong, with undeniable proof.
«دوربین او را با مدرک قطعی گیر انداخت.»
“The camera caught him dead to rights.”
«آنها دزد را در حین جرم گیر انداختند.»
“They had the thief dead to rights.”