dead to rights

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dɛd tə raɪts/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در حین جرم گیر افتاده

در حین جرم گیر افتادهبا مدرک قطعی گیر افتاده

با مدرکی انکارناپذیر در حال انجام کار اشتباه گیر افتاده است.

Caught clearly doing something wrong, with undeniable proof.

«دوربین او را با مدرک قطعی گیر انداخت.»

The camera caught him dead to rights.

«آن‌ها دزد را در حین جرم گیر انداختند.»

They had the thief dead to rights.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000