deliverance

de·liv·er·ance/dɪˈlɪvərəns/
deliverto bring or set free-ancestate or quality
noun (اسم)formal

اسم — نجات

نجاترهاییآزادسازی

عمل نجات یا آزاد شدن از خطر یا رنج.

The act of being rescued or set free from danger or suffering.

«اهالی روستا برای نجات از سیل دعا کردند.»

The villagers prayed for deliverance from the flood.

«بعد از عمل جراحی احساس رهایی کرد.»

She felt a sense of deliverance after the surgery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rescueنجات دادن

متداول. معنای مشابه دارد اما فعالانه‌تر از deliverance برای نجات از خطر استفاده می‌شود.

Common. Used for saving someone from danger, similar in meaning but more active than deliverance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000