detained

de·tained/dɪˈteɪnd/
de-remove or reversetainhold-edpast tense / adjective forming
adjective (صفت)common

صفت — موقتا بازداشت شده

موقتا بازداشت شدهنگه داشته شده

نگه داشته شده یا در بازداشت، به‌ویژه توسط مقامات

Held back or kept in custody, especially by authorities.

«مظنون شب را توسط پلیس بازداشت شد.»

The suspect was detained by the police overnight.

«او برای بازجویی در فرودگاه نگه داشته شد.»

He was detained at the airport for questioning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
heldنگه داشته شده

رایج. وقتی منظور نگاه داشته شدن موقت باشد، قابل جایگزینی است.

Common. Can replace 'detained' when meaning being kept in custody temporarily.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000