در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حبوبات خشک و دو نیمشده (عدس، نخود یا لوبیا) که نیازی به خیساندن قبل از پخت ندارند و در آشپزی جنوب آسیا بسیار استفاده میشوند.
Dried, split pulses (lentils, peas, or beans) that do not require soaking before cooking, widely used in South Asian cuisine.
«این رستوران یک دال خوشمزه با برنج سرو میکند.»
“The restaurant serves a delicious dhal with rice.”
«او مقداری ادویه به دال اضافه کرد تا طعم بیشتری داشته باشد.»
“She added some spices to the dhal for extra flavor.”
روزمره. «عدس» به خود حبوبات اشاره دارد که نوعی دال است. در حالی که دال میتواند شامل حبوبات دیگر هم باشد، عدس شکل بسیار رایجی از دال است. میتوانید از «عدس» هنگام اشاره به ماده اولیه به طور کلی استفاده کنید، اما «دال» بیشتر به غذای آماده شده اشاره دارد.
Everyday. 'Lentils' refers specifically to the pulse itself, which is a type of dhal. While dhal can encompass other pulses, lentils are a very common form of dhal. You can use 'lentils' when referring to the ingredient generally, but 'dhal' is more specific to the prepared dish.
غذایی که از این حبوبات تهیه میشود، معمولاً یک سوپ یا خورش غلیظ و ادویهدار که در آشپزی هندی و نپالی محبوب است.
A dish made from these pulses, typically a thick, spiced soup or stew, popular in Indian and Nepalese cuisine.
«دستور پخت دال مادربزرگم مورد علاقه خانواده است.»
“My grandmother's dhal recipe is a family favorite.”
«ما برای شام دال و روتی خوردیم.»
“We had dhal and roti for dinner.”
روزمره. «کاری» یک اصطلاح گستردهتر برای غذایی است که با سس و ادویه تهیه میشود، و دال نوعی کاری است. ممکن است از «کاری» برای تعمیم استفاده کنید، اما «دال» به طور خاص به غذای مبتنی بر حبوبات اشاره دارد.
Everyday. 'Curry' is a broader term for a dish made with a sauce and spices, and dhal is a type of curry. You might use 'curry' to generalize, but 'dhal' specifically refers to the pulse-based dish.