dib

/dɪb/
verb (فعل)informalpast (گذشته): dibbedpast participle (مفعولی): dibbed-ing (حال): dibbing3rd (سوم): dibs

فعل — علامت گذاشتن

علامت گذاشتنرزرو کردن

ادعا کردن یا زود گرفتن چیزی با علامت گذاشتن یا گفتنش، مخصوصاً در موقعیت‌های غیررسمی.

To claim or reserve something by quickly marking or calling it, especially in informal contexts.

«او تکه آخر پیتزا را زود برداشت.»

He dibbed the last slice of pizza.

«بچه‌ها زود بهترین صندلی‌ها را رزرو می‌کنند.»

Kids dib the best seats early.

تفاوت با واژه‌های مشابه
callصدا زدن

غیررسمی. کاربرد مشابه برای ادعا در بازی‌ها یا زمینه‌های غیررسمی.

Informal. Similar use for claiming in games or informal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000