direct impact

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect im·pact/dɪˈrɛkt ˈɪmpækt/
phrase (عبارت)common

عبارت — تأثیر مستقیم

تأثیر مستقیماثر بی‌واسطه

اثری فوری و بی‌واسطه که یک چیز بر چیز دیگر می‌گذارد.

An immediate effect that one thing has on another.

«طوفان تأثیر مستقیمی بر پروازها گذاشت.»

The storm had a direct impact on flights.

«این تغییر مستقیماً بر هزینه‌های ما اثر می‌گذارد.»

The change has direct impact on our costs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000