disengaged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·en·gaged/ˌdɪsɪnˈɡeɪdʒd/
dis-not, opposite ofengageto participate or be involved
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more disengagedsuperlative (عالی): most disengaged

صفت — بی‌درگیر

بی‌درگیردور شده

بی‌ علاقه یا دور شده؛ نشان دادن بی‌تفاوتی یا عدم مشارکت.

Not involved or emotionally distant; showing no interest.

«او در جلسه بی‌تفاوت به نظر می‌رسید.»

He seemed disengaged during the meeting.

«دانش‌آموزان از درس بی‌علاقه به نظر می‌رسیدند.»

The students appeared disengaged from the lesson.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detachedجداشده

رسمی/رایج. به فاصله یا عدم مشارکت احساسی اشاره دارد.

Formal/common. Similar in emotional distance or lack of involvement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000