در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فراموش کردن؛ نتوانستن به یاد آوردن یا به خاطر آوردن (اغلب به صورت منطقهای یا غیررسمی استفاده میشود).
To forget; to fail to recall or recollect (often used regionally or informally).
«یادم رفته بود عینکهایم را کجا گذاشتم.»
“I disremembered where I put my glasses.”
«او بیشتر دوران کودکی خود را به یاد نمیآورد.»
رایج/روزمره. فعل استاندارد و پرکاربردترین برای عدم به خاطر آوردن. 'forget' به طور جهانی قابل فهم است، در حالی که 'disremember' اغلب منطقهای یا غیر استاندارد تلقی میشود.
Common/Everyday. The standard and most widely used verb for failing to remember. 'Forget' is universally understood, whereas 'disremember' is often regional or considered a non-standard usage. 'I forgot my keys' is standard, 'I disremembered my keys' is unusual.