do one's darnedest

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

do one's darn·ed·est/du wʌnz ˈdɑrnɪst/
phrase (عبارت)informal

عبارت — هر کاری از دستش برمی‌آید کردن

هر کاری از دستش برمی‌آید کردنتمام توانش را گذاشتن

تا جایی که می‌شود سخت تلاش کردن است.

To try as hard as possible.

«او تمام توانش را گذاشت که مؤدب باشد.»

He did his darnedest to be polite.

«ما هر کاری از دستمان برمی‌آمد برای کمک کردیم.»

We did our darnedest to help.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000