donned

/dɒnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): donnedpast participle (مفعولی): donned-ing (حال): donning3rd (سوم): dons

فعل — پوشیدن

پوشیدنبرتن کردن

گذشته فعل don؛ پوشیدن لباس یا لوازم جانبی.

Past tense of 'don'; to put on clothes or accessories.

«قبل از بیرون رفتن کت پوشید.»

He donned a coat before going outside.

«سربازان لباس‌شان را برای رژه پوشیدند.»

Soldiers donned their uniforms for the parade.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000