earwig

ear·wig/ˈɪərwɪɡ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): earwigs

اسم — گوش‌خیزک

گوش‌خیزکگوش‌بید

یک حشره کوچک با یک جفت انبر در انتهای پشتی بدن خود.

A small insect with a pair of pincers at its rear end.

«یک گوش‌خیزک از زیر سنگ بیرون آمد.»

An earwig crawled out from under the rock.

«او با احتیاط گوش‌خیزک را با یک برگ برداشت و بیرون گذاشت.»

He carefully picked up the earwig with a leaf and put it outside.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): earwiggedpast participle (مفعولی): earwigged-ing (حال): earwigging3rd (سوم): earwigs

فعل — پچ‌پچ کردن

پچ‌پچ کردنحرف توی گوش کسی گذاشتنگوش‌بید دادن

تلاش برای تأثیرگذاری بر نظر کسی با پچ‌پچ کردن در گوش او، اغلب به شکلی موذیانه یا فریبکارانه.

To try to influence someone's opinion by whispering in their ear, often in a sneaky or manipulative way.

«او سعی کرد با پچ‌پچ کردن در گوش کارگردان، او را وادار به دادن نقش اصلی به خود کند.»

She tried to earwig the director into giving her the leading role.

«اجازه ندهید او با پچ‌پچ کردن در گوشتان، شما را به گرفتن تصمیمی بد وادار کند.»

Don't let him earwig you into making a bad decision.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whisperپچ‌پچ کردن

متداول. اصطلاحی کلی برای آرام صحبت کردن. 'Earwig' به طور خاص به قصد فریبکارانه پشت پچ‌پچ کردن اشاره دارد، اغلب برای تأثیرگذاری مخفیانه بر کسی، در حالی که 'whisper' می‌تواند برای هر ارتباط آرام باشد. 'او رازی را به او پچ‌پچ کرد' درست است. 'او سعی کرد رئیسش را با پچ‌پچ کردن به افزایش حقوق وادار کند' نیت فریبکارانه را نشان می‌دهد.

Common. A general term for speaking softly. 'Earwig' specifically implies a manipulative intent behind the whispering, often to secretly influence someone, whereas 'whisper' can be for any quiet communication. 'He whispered a secret to her' works. 'She tried to earwig her boss into giving her a raise' shows manipulative intent.

manipulateدستکاری کردن

متداول. تأثیرگذاری یا کنترل ماهرانه کسی یا چیزی، اغلب به طور ناعادلانه یا بی‌وجدان. 'Earwig' شکل خاص و ظریفی از دستکاری است که اغلب کلامی و محرمانه است. 'او داده‌ها را دستکاری کرد تا نتایج مثبت نشان دهد' (دستکاری گسترده). 'او با پچ‌پچ کردن راه خود را به ترفیع باز کرد' (دستکاری خاص، ظریف، کلامی).

Common. To influence or control someone or something skillfully, often unfairly or unscrupulously. 'Earwig' is a specific, subtle form of manipulation, often verbal and discreet. 'He manipulated the data to show positive results' (broad manipulation). 'She earwigged her way into the promotion' (specific, subtle, verbal manipulation).

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000