effective communication

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ef·fec·tive com·mu·ni·ca·tion/ɪˈfɛktɪv kəˌmjunəˈkeɪʃən/
noun (اسم)common

اسم — ارتباط مؤثر

ارتباط مؤثرگفت‌وگوی مؤثر

ردوبدل‌کردن روشن اطلاعات و ایده‌ها به شکلی که افراد منظور یکدیگر را بفهمند.

The clear exchange of information and ideas so that people understand one another.

«ارتباط مؤثر از بسیاری از اشتباه‌های محل کار جلوگیری می‌کند.»

Effective communication prevents many workplace mistakes.

«گوش‌دادن برای ارتباط مؤثر ضروری است.»

Listening is essential for effective communication.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000