enow

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪˈnaʊ/
adverb (قید)archaic

قید — کافی

کافیبس

واژه‌ای کهن یا ادبی به معنی «کافی» یا «بس».

An archaic or literary term meaning 'enough'.

«من غذای کافی برای سفر دارم.»

“I have enow food for the journey.”

«کافی است اینجا بمانی و استراحت کنی.»

“Stay here enow to rest.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
enough— کافی

معادل امروزی؛ در انگلیسی روزمره استفاده می‌شود.

Modern equivalent; used in everyday English.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000