essentialism

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

es·sen·tial·ism/ɪˈsɛnʃəlɪzəm/
essentialabsolutely necessary or fundamental-ismdoctrine, system, or belief
noun (اسم)formal

اسم — ذات‌گرایی

ذات‌گراییذات‌انگاری

باوری که چیزها ویژگی‌های ذاتی و ثابت دارند که ماهیت آنها را تعریف می‌کند.

The belief that things have fixed, inherent qualities that define their nature.

«ذات‌گرایی می‌گوید نقش‌های اجتماعی توسط ویژگی‌های ذاتی تعیین می‌شوند.»

Essentialism argues that social roles are determined by inherent traits.

«منتقدان ذات‌گرایی به تأثیرات فرهنگی و اجتماعی تأکید می‌کنند.»

Critics of essentialism emphasize cultural and social influences.

تفاوت با واژه‌های مشابه
doctrineعقیده

رسمی. به طور کلی به مجموعه‌ای از باورها یا اصول اشاره دارد، فقط وقتی در مورد نظام‌های اعتقادی است جایگزین ذات‌گرایی می‌شود.

Formal. Refers broadly to a set of beliefs or principles, interchangeable with essentialism only when discussing belief systems.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000