در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به استخوان اتموید، استخوانی در جمجمه بین دو چشم.
Relating to the ethmoid bone, a bone in the skull between the eyes.
«استخوان اتموید ظریف و اسفنجی است.»
“The ethmoid bone is delicate and spongy.”
«سلولهای هوایی اتموید بخشی از سیستم سینوس هستند.»
“Ethmoid air cells are part of the sinus system.”