در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مقداری به صورت انسانی جان یک حیوان را برای جلوگیری از درد پایان دادن.
To humanely put an animal to death to prevent suffering.
«دامپزشک مجبور شد سگ آسیبدیده را از پای درآورد.»
“The vet had to euthanize the injured dog.”
«آنها تصمیم گرفتند گربهی در درد را به صورت انسانی بکشند تا رنجش پایان یابد.»