fairlead

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fair·lead/ˈfeərliːd/
fairbeautiful, clear, or freeleadto guide or direct
noun (اسم)technicalplural (جمع): fairleads

اسم — راهنما

راهنماسُرپر طناب

وسیله‌ای برای هدایت طناب، کابل یا سیم به منظور جلوگیری از سایش

a device used to guide a rope, cable, or wire to prevent chafing

«راهنما مانع ساییدگی طناب شد.»

“The fairlead kept the rope from rubbing.”

«یک راهنما روی عرشه قایق نصب کنید.»

“Install a fairlead on the boat's deck.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000