fait

/feɪ/
noun (اسم)formal

اسم — واقعیت انجام‌شده

واقعیت انجام‌شدهامر انجام‌شده

رویداد یا حقیقتی که انجام شده است، معمولاً در عبارت «fait accompli» به معنی واقعیت از پیش انجام شده استفاده می‌شود.

An event or fact, often used in the phrase 'fait accompli' meaning an accomplished fact.

«وقتی رسیدیم پروژه واقعیت انجام‌شده بود.»

The project was a fait accompli when we arrived.

«تصمیم‌شان را به‌عنوان واقعیت انجام‌شده ارائه دادند.»

They presented their decision as a fait accompli.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000