fastball

fast·ball/ˈfæst.bɔːl/
fasthigh speedballa spherical object
noun (اسم)commonplural (جمع): fastballs

اسم — پرتاب سریع بیسبال

پرتاب سریع بیسبالفَست‌بال

پرتاب توپ در بیسبال با سرعت بالا.

A baseball pitch thrown at high speed.

«او یک فست‌بال پرتاب کرد که ضربه‌زننده را اخراج کرد.»

He threw a fastball that struck out the batter.

«پرتاب کننده توپ سریع بیش از ۹۰ مایل بر ساعت می‌رسد.»

The pitcher’s fastball reaches over 90 mph.

تفاوت با واژه‌های مشابه
speedballتوپ سریع

غیررسمی. اصطلاحی دیگر برای fastball، کمتر رایج.

Informal. Another term for fastball, less common.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000