featherbrain

feath·er·brain/ˈfɛðərˌbreɪn/
feathersoft plume from a birdbrainorgan of thought
noun (اسم)informal

اسم — آدم سرگردان

آدم سرگردانبی‌فکر

فردی بی‌فکر و سرگشته، کسی که بدون فکر عمل می‌کند.

A silly or scatterbrained person; someone acting without thought.

«در جلسه اینقدر بی‌فکر نباش.»

Don't be such a featherbrain during the meeting.

«امروز مثل یک آدم سرگردان رفتار می‌کند.»

He's acting like a featherbrain today.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scatterbrainسرگردان

رایج. معنای مشابه برای فرد حواس‌پرت.

Common. Similar meaning describing absent-minded person.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000