fettucine

fet·tu·ci·ne/ˌfɛtəˈtʃiːni/
1noun (اسم)common

اسم — فتوچینی

فتوچینی

نوعی پاستا به شکل نوارهای پهن و ضخیم.

A type of pasta in the form of flat, thick ribbons.

«او در رستوران ایتالیایی فتوچینی آلفردو سفارش داد.»

She ordered fettuccine Alfredo at the Italian restaurant.

«فتوچینی یک شکل پاستای محبوب برای سس‌های خامه ای غنی است.»

Fettuccine is a popular pasta shape for rich cream sauces.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastaپاستا

رایج. 'پاستا' دسته کلی است که 'فتوچینی' به آن تعلق دارد. می‌توان از آن به طور کلی استفاده کرد اما جایگزین مستقیمی برای نوع خاص نیست. 'من پاستا دوست دارم' کار می‌کند، اما 'من پاستا آلفردو سفارش دادم' کمتر از 'من فتوچینی آلفردو سفارش دادم' مشخص است.

Common. 'Pasta' is the general category that 'fettuccine' belongs to. It can be used generally but not as a direct substitute for the specific type. 'I love pasta' works, but 'I ordered pasta Alfredo' is less specific than 'I ordered fettuccine Alfredo'.

linguineلینگوین

رایج. نوع دیگری از پاستای تخت، اما باریک‌تر از فتوچینی. اغلب در زمینه آشپزی عمومی برای غذاهای پاستای بلند و تخت قابل تعویض است، اما یک خبره تفاوت را متوجه می‌شود. 'ما لینگوین با سس صدف خوردیم' به جای 'فتوچینی با سس صدف'.

Common. Another type of flat pasta, but narrower than fettuccine. Often interchangeable in general cooking contexts for long, flat pasta dishes, but a connoisseur would note the difference. 'We had linguine with clam sauce' instead of 'fettuccine with clam sauce'.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more fettuccinesuperlative (عالی): most fettuccine

صفت — فتوچینی‌ای

فتوچینی‌ای

ساخته شده از فتوچینی یا شبیه آن.

Made from or resembling fettuccine.

«ما یک دستگاه فتوچینی‌ساز برای پاستای تازه خریدیم.»

We bought a fettuccine maker for fresh pasta.

«این غذا سس فتوچینی خوشمزه‌ای داشت.»

The dish had a delicious fettuccine sauce.

3noun (اسم)commonplural (جمع): fettuccines

اسم — خوراک فتوچینی

خوراک فتوچینیفتوچینی آلفردو

غذایی که با فتوچینی تهیه می‌شود، به ویژه فتوچینی آلفردو.

A dish made with fettuccine, especially fettuccine Alfredo.

«امشب هوس یک فتوچینی غنی کرده‌ام.»

I'm craving a rich fettuccine tonight.

«تخصص او فتوچینی خانگی با قارچ است.»

Her specialty is a homemade fettuccine with mushrooms.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000