finality

fi·nal·i·ty/faɪˈnælɪti/
fin-end-alrelated to-itystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — قطعی بودن

قطعی بودننهایی بودن

ویژگی یا حالت نهایی و غیرقابل برگشت بودن

The quality or state of being final or irreversible

«پس از تصمیم، احساسی از قطعیت ایجاد شد.»

There was a sense of finality after the decision.

«او نهایی بودن حکم را پذیرفت.»

He accepted the finality of the verdict.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000