در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ماهی جوان یا کوچک، به ویژه تازه از تخم درآمده یا اندازه انگشت.
A young or small fish, especially recently hatched or finger-sized.
«رودخانه در بهار پر از ماهیهای کوچک است.»
“The river is full of fingerlings in spring.”
«ماهیگیران ماهیهای کوچک را به آب بازگرداندند.»
“Fishermen released the fingerlings back into the water.”