flavoring

fla·vor·ing/ˈfleɪvərɪŋ/
flavortaste or aroma-ingforming a noun of action or result
noun (اسم)common

اسم — طعم‌دهنده

طعم‌دهندهچاشنی

ماده‌ای که به غذا یا نوشیدنی اضافه می‌شود تا طعم یا بوی خاصی بدهد.

Substance added to food or drink to give it a particular taste or smell.

«طعم وانیل در دسرها محبوب است.»

Vanilla flavoring is popular in desserts.

«طعم‌دهنده به نوشیدنی طعم لیمو داد.»

The flavoring gave the drink a lemon taste.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seasoningچاشنی

رایج. به غذا اضافه می‌شود برای بهتر کردن طعم؛ با flavoring تداخل دارد ولی گاهی گسترده‌تر است.

Common. Added to food to enhance flavor; overlaps with flavoring but sometimes broader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000