در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
افزودن فلوراید به آب یا مواد برای پیشگیری از پوسیدگی دندان.
To add fluoride to water or substances to prevent tooth decay.
«شهر تصمیم گرفت آب آشامیدنی را فلورایددار کند.»
“The city decided to fluoridate the drinking water.”
«فلورایددار کردن خمیر دندان به جلوگیری از پوسیدگی کمک میکند.»
“Fluoridating toothpaste helps prevent cavities.”