در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سرباز عادی پیاده نظام که با پای پیاده خدمت میکند و جز سوارهنظام یا توپخانه نیست.
An ordinary infantry soldier serving on foot, not part of cavalry or artillery.
«سربازان پیاده به سمت میدان نبرد پیشروی کردند.»
“The footsoldiers advanced into battle.”
«سربازان پیاده نیروی اصلی در جنگ را تشکیل میدهند.»
“Footsoldiers carry the main force in war.”
رسمی. مترادف با footsoldier، مخصوص سرباز پیاده در ارتش.
Formal. Synonymous with footsoldier, specifically army foot soldier.