footsoldier

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

foot·sol·di·er/ˈfʊtˌsoʊldʒər/
footpart of the body for standing/walkingsoldierperson trained for military
noun (اسم)commonplural (جمع): footsoldiers

اسم — سرباز پیاده

سرباز پیادهپیادگان

سرباز عادی پیاده نظام که با پای پیاده خدمت می‌کند و جز سواره‌نظام یا توپخانه نیست.

An ordinary infantry soldier serving on foot, not part of cavalry or artillery.

«سربازان پیاده به سمت میدان نبرد پیشروی کردند.»

The footsoldiers advanced into battle.

«سربازان پیاده نیروی اصلی در جنگ را تشکیل می‌دهند.»

Footsoldiers carry the main force in war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
infantrymanسرباز پیاده

رسمی. مترادف با footsoldier، مخصوص سرباز پیاده در ارتش.

Formal. Synonymous with footsoldier, specifically army foot soldier.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000