for one thing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔr wʌn θɪŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — برای یک چیز

برای یک چیزاز یک جهت

برای بیان یک دلیل یا نکته به کار می‌رود و معمولاً بعدش دلیل‌های دیگری هم می‌آید.

used to introduce one reason or point, often before giving others

«از یک جهت، بلیت‌ها خیلی گران‌اند.»

For one thing, the tickets are too expensive.

«برای یک چیز، وقت کافی ندارم.»

For one thing, I do not have enough time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000