در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
محل کمعمق در رودخانه یا جویبار که میتوان از آن عبور کرد.
A shallow place in a river or stream where people and vehicles can cross.
«ماشین هنگام عبور از معبر رودخانه گیر کرد.»
“The car got stuck while crossing the ford.”
«نزدیک روستا معبر کمعمقی برای عبور رودخانه وجود دارد.»
“There is a ford near the village to cross the river.”
رایج است. وقتی منظور محل عبور از آب است میتواند جایگزین باشد اما خاص معبر کمعمق نیست.
Common. Can replace ford when referring to places to cross water; less specific about water depth.
از محل کمعمق رودخانه عبور کردن، چه پیاده و چه با وسیله نقلیه.
To cross a river or stream at a shallow point on foot or by vehicle.
«آنها مجبور شدند هنگام پیادهروی از رودخانه عبور کنند.»
“They had to ford the river during their hike.”
«سربازان با دقت از جویبار عبور کردند.»
“The soldiers forded the stream carefully.”
بسیار رایج و کلی است. در اکثر موارد میتواند به جای ford به کار رود اما خاص محل کمعمق نیست.
Very common and general. Can replace ford as a verb in most contexts but less specific about shallow water.
نام یک شرکت خودرو آمریکایی.
A brand name of an American automobile company.
«پدرم هفته گذشته یک خودروی جدید فورد خرید.»
“My father bought a new Ford last week.”
«فورد برای ساخت خودروهای قابل اعتماد شناخته شده است.»
“Ford is known for making reliable cars.”
رایج و کلی است. وقتی درباره شرکتهای خودرو صحبت میکنیم میتواند به جای فورد استفاده شود اما نام برند را مشخص نمیکند.
Common and general. Can replace Ford when referring to car manufacturers but does not specify brand.