forecasts

fore·casts/ˈfɔːrˌkæsts/
fore-before; in frontcastto throw or project
1noun (اسم)commonplural (جمع): forecasts

اسم — پیش‌بینی

پیش‌بینیتخمین

بیانیه‌هایی درباره آنچه که احتمالاً در آینده اتفاق می‌افتد، به ویژه در مورد آب و هوا یا روند مالی.

Statements about what is likely to happen in the future, especially concerning the weather or a financial trend.

«پیش‌بینی‌های هواشناسی برای فردا باران پیش‌بینی می‌کنند.»

The weather forecasts predict rain for tomorrow.

«پیش‌بینی‌های اقتصادی اغلب غیرقابل اعتماد هستند.»

Economic forecasts are often unreliable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
predictionsپیشگویی‌ها

متداول. به طور کلی قابل تعویض است، اگرچه 'پیشگویی' می‌تواند طیف وسیع‌تری از موضوعات را پوشش دهد، از جمله حدس‌های کمتر علمی یا گمانه‌زنی‌های بیشتر. 'پیشگویی‌های او در مورد بازار دقیق بود' درست است.

Common. Generally interchangeable, though 'prediction' can cover a wider range of topics, including less scientific or more speculative guesses. 'His predictions about the market were accurate' works.

projectionsپیش‌بینی‌ها (بر اساس داده)

رسمی/فنی. به معنای تخمین یا محاسبه کمی بر اساس روندها، داده‌ها یا مدل‌های فعلی است. اغلب در تجارت یا اقتصاد استفاده می‌شود. 'پیش‌بینی‌های فروش برای سه ماهه بعدی مثبت است' درست است.

Formal/Technical. Implies a quantitative estimate or calculation based on current trends, data, or models. Often used in business or economics. 'The sales projections for next quarter are positive' works.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): forecast/forecastedpast participle (مفعولی): forecast/forecasted-ing (حال): forecasting3rd (سوم): forecasts

فعل — پیش‌بینی کرد

پیش‌بینی کردتخمین زد

(یک رویداد یا روند آینده را) پیش‌بینی یا تخمین زد.

Predicted or estimated (a future event or trend).

«هواشناس هوای آفتابی را پیش‌بینی می‌کند.»

The meteorologist forecasts sunny weather.

«کارشناسان افزایش نرخ بهره را پیش‌بینی کرده‌اند.»

Experts have forecasted a rise in interest rates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
predictedپیشگویی کرد

متداول. به طور کلی قابل تعویض است، با این تفاوت که 'پیش‌بینی کردن' اغلب به معنای مبنایی کمتر رسمی یا کمتر مبتنی بر داده نسبت به 'forecast' است. 'او نتیجه بازی را پیشگویی کرد' درست است.

Common. Generally interchangeable, with 'predict' often implying a less formal or less data-driven basis than 'forecast'. 'He predicted the outcome of the game' works.

projectedبرآورد کرد

رسمی/فنی. تخمین یا پیش‌بینی بر اساس روندها یا شرایط فعلی، معمولاً به صورت کمی. 'شرکت رشد ۱۰ درصدی را برآورد کرد' درست است.

Formal/Technical. To estimate or predict based on present trends or conditions, usually quantitatively. 'The company projected a 10% growth' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000