four

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔːr/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more foursuperlative (عالی): most four

صفت — چهار

چهار۴

برابر با عدد ۳ به‌اضافه ۱؛ یک عدد بیشتر از سه.

Equivalent to the sum of three and one; one more than three.

«چهار فصل در یک سال وجود دارد.»

There are four seasons in a year.

«او چهار سیب از بازار خرید.»

She bought four apples from the market.

2noun (اسم)commonplural (جمع): fours

اسم — چهار

چهارعدد چهار

عدد ۴ یا مقداری که نمایانگر این عدد است.

The number 4 or a quantity representing this number.

«نتیجه سه بر چهار بود.»

The score was three to four.

«او در تاس عدد چهار آورد.»

He rolled a four on the dice.

3noun (اسم)commonplural (جمع): fours

اسم — چهار (در بازی)

چهار (در بازی)ورق چهار

کارت بازی، وجه تاس یا دومینو با چهار نقطه.

A playing card, die face, or domino with four pips or spots.

«او یک کارت چهار دل کشید.»

He drew a four of hearts.

«بازی از شما می‌خواهد که تمام چهارها را جمع کنید.»

The game requires you to collect all the fours.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000