در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تازه شد یا تازه کرد؛ تازه و تازهتر شده.
Became or made fresh; refreshed.
«اتاق با هوای تازه تازه شد.»
“The room was freshed with clean air.”
«او قبل از جلسه خودش را تازه کرد.»
“She freshed up before the meeting.”
معمولی. دوباره تازه یا پرانرژی شدن.
Common. Regained freshness or energy.