fucked by the fickle finger of fate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fucked by the fick·le fin·ger of fate/fʌkt baɪ ðə ˈfɪkl ˈfɪŋɡər ʌv feɪt/
phrase (عبارت)slang

عبارت — بدبخت به‌دلیل سرنوشت ناپایدار

بدبخت به‌دلیل سرنوشت ناپایداردچار بدشانسی بزرگ شده

عبارتی طنزآمیز برای گفتن اینکه کسی به‌طرز بد و غیرمنتظره‌ای از حوادث بد آسیب دیده.

A humorous or ironic way of saying someone has been badly and unexpectedly affected by unfortunate events.

«او شغل و خانه‌اش را از دست داد؛ واقعاً سرنوشت ناپایدار او را بدبخت کرد.»

He lost his job and his home; he was really fucked by the fickle finger of fate.

«گاهی زندگی ناعادلانه است و ما از سرنوشت ناپایدار ضربه می‌خوریم.»

Sometimes life is unfair, and we get fucked by the fickle finger of fate.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000