full-fledged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fʊl flɛdʒd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more full-fledgedsuperlative (عالی): most full-fledged

صفت — کامل

کاملتمام عیار

کاملاً رشد یافته یا واجد شرایط؛ دارای همه ویژگی‌ها یا خصوصیات لازم.

Fully developed or qualified; having all necessary qualities or features.

«او اکنون پزشکی تمام‌عیار است.»

She is a full-fledged doctor now.

«شرکت خدمات کامل ارائه می‌دهد.»

The company offers full-fledged services.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000