funded

fund·ed/ˈfʌndɪd/
funda sum of money-edpast tense suffix
verb (فعل)formalpast (گذشته): fundedpast participle (مفعولی): funded-ing (حال): funding3rd (سوم): funds

فعل — تأمین مالی کرد

تأمین مالی کردبودجه داد

گذشته فعل تأمین مالی: فراهم کردن پول برای یک پروژه یا فعالیت.

Past tense of fund: to provide money for a project or activity.

«پژوهش با کمک مالی دولتی تأمین شد.»

The research was funded by a government grant.

«آنها ساخت مدرسه جدید را تأمین مالی کردند.»

They funded the construction of the new school.

تفاوت با واژه‌های مشابه
financedتأمین مالی شده

رسمی. تأکید بر حمایت یا پشتوانه مالی.

Formal. Emphasizes monetary support or backing.

sponsoredحمایت مالی شد

حمایت شده با پرداخت، معمولاً برای رویدادها یا پروژه‌ها.

Supported by payment, often for events or projects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000