در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سربازی که با تفنگ فوزیل (نوعی تفنگ سرپر) مسلح است، به ویژه عضوی از یک هنگ بریتانیایی که قبلاً با این تفنگ مسلح بود.
A soldier armed with a fusil, especially one belonging to a British regiment formerly so armed.
«فوزیلیرها آهسته در سراسر میدان پیشروی کردند.»
“The fusiliers advanced slowly across the field.”
«او در قرن هجدهم به یک هنگ فوزیلیر پیوست.»
“He joined a regiment of fusiliers in the 18th century.”
رایج. 'پیادهنظام' یک اصطلاح کلی برای سربازی است که پیاده میجنگد، در حالی که 'فوزیلیر' به نوع تاریخی خاصی از سرباز پیاده مسلح به فوزیل اشاره دارد. همه فوزیلیرها پیادهنظام بودند، اما همه پیادهنظامها فوزیلیر نبودند. 'یک فوزیلیر فوزیل حمل میکرد' درست است، 'یک پیادهنظام تفنگ حمل میکرد' درست است.
Common. 'Infantryman' is a general term for a soldier fighting on foot, while 'fusilier' is specific to a historical type of infantry soldier armed with a fusil. All fusiliers were infantrymen, but not all infantrymen were fusiliers. 'A fusilier carried a fusil' works, 'An infantryman carried a rifle' works.
تاریخی. 'تفنگدار' به سربازی مسلح به تفنگ سرپر (musket) اشاره دارد که یک دسته گستردهتر از فوزیلیر است (فوزیلیر نوع خاصی از تفنگ سرپر به نام فوزیل را حمل میکرد). 'تفنگداران افسانهای بودند' درست است، 'فوزیلیرها شجاعانه جنگیدند' درست است.
Historical. 'Musketeer' refers to a soldier armed with a musket, a broader category than a fusilier (who carried a specific type of musket, a fusil). 'The Musketeers were legendary' works, 'The Fusiliers fought bravely' works.