gaff

/ɡæf/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): gaffs

اسم — قلاب ماهیگیری بزرگ

قلاب ماهیگیری بزرگنیزه ماهیگیری

یک چوب بلند با قلاب یا سر نیزه‌ی خاردار که برای بیرون کشیدن ماهی‌های بزرگ از آب به کار می‌رود.

A stick with a hook or barbed spear, used for landing large fish.

«ماهیگیر از قلاب بزرگ برای کشیدن تن ماهی به داخل قایق استفاده کرد.»

The fisherman used a gaff to pull the large tuna into the boat.

«او با دقت قلاب را قرار داد تا صید خود را محکم کند.»

He carefully positioned the gaff to secure his catch.

2noun (اسم)commonplural (جمع): gaffs

اسم — گاف

گافاشتباه شرم‌آورسوتی

یک اشتباه ناخواسته که باعث خجالت یا دردسر می‌شود، به خصوص وقتی عمومی باشد.

A cruel or embarrassing mistake, especially a public one.

«سیاستمدار در طول مناظره زنده گاف بزرگی داد.»

The politician made a huge gaff during the live debate.

«اظهارنظر نامناسب او یک گاف بزرگ بود.»

His inappropriate comment was a major gaff.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blunderاشتباه بزرگ

روزمره. اشتباهی بزرگ، معمولاً به دلیل بی‌دقتی یا سردرگمی. قابل تعویض است وقتی بر بزرگی اشتباه و خجالت ناشی از آن تأکید می‌شود. 'A major blunder' درست است، 'making a political blunder' هم درست است، اما 'gaff' اغلب به اشتباهات اجتماعی یا عمومی مرتبط با لغزش کلامی اشاره دارد.

Everyday. A significant mistake, often due to carelessness or confusion. Interchangeable when emphasizing the mistake's magnitude and the embarrassment it causes. 'A major blunder' works, 'making a political blunder' works, but 'gaff' often implies more social or public embarrassment specific to a verbal slip.

3verb (فعل)technicalpast (گذشته): gaffedpast participle (مفعولی): gaffed-ing (حال): gaffing3rd (سوم): gaffs

فعل — با قلاب گرفتن

با قلاب گرفتنبا نیزه زدن

با قلاب ماهیگیری بزرگ چیزی را بزنند یا محکم کنند.

To strike or secure with a gaff.

«آنها شمشیرماهی را بعد از یک مبارزه طولانی با قلاب گرفتند.»

They gaffed the swordfish after a long struggle.

«مراقب باش هنگام کار با وسایل، خودت را با قلاب نزنی.»

Be careful not to gaff yourself when handling the equipment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hookقلاب کردن

روزمره. چیزی را با قلاب گرفتن یا محکم کردن. تا حد زیادی قابل تعویض است وقتی عمل شامل قلاب باشد، اما 'gaff' به یک قلاب یا نیزه بزرگ‌تر و تهاجمی‌تر اشاره دارد. 'Hook a fish' عمومی است، 'gaff a fish' نشان‌دهنده یک ماهی بزرگ‌تر است که با زور به ساحل آورده می‌شود.

Everyday. To catch or secure with a hook. Largely interchangeable when the action involves a hook, but 'gaff' implies a larger, more aggressive hook or spear. 'Hook a fish' is general, 'gaff a fish' suggests a larger fish being forcefully landed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000