get along

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get a·long/ɡɛt əˈlɔŋ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — کنار آمدن

کنار آمدنرابطهٔ خوبی داشتن

با کسی رابطه‌ای دوستانه و بی‌دردسر داشتن.

To have a friendly relationship with someone.

«با همسایه‌هایت رابطهٔ خوبی داری؟»

Do you get along with your neighbors?

«بچه‌ها خوب با هم کنار می‌آیند.»

The children get along well.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از پس برآمدن

از پس برآمدنسر کردن

در یک وضعیت، به‌ویژه با امکانات کم، از پس زندگی یا کار برآمدن.

To manage or survive in a situation, especially with limited resources.

«می‌توانیم بدون ماشین از پس کارها بربیاییم.»

We can get along without a car.

«او با پول بسیار کمی زندگی را می‌گذراند.»

She gets along on very little money.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000