get one's clock cleaned

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt wʌnz klɑk klind/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بدجور شکست خوردن

بدجور شکست خوردنکتک مفصلی خوردن

خیلی بد شکست خوردن یا کتک خوردن

to be defeated badly or beaten up

«تیم ما دیروز بدجور شکست خورد.»

Our team got its clock cleaned yesterday.

«او تهدید کرد که کتک مفصلی بخورم.»

He threatened to get my clock cleaned.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000