get one's feet wet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt wʌnz fit wɛt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — اولین تجربه را به دست آوردن

اولین تجربه را به دست آوردنوارد گود شدن

تجربه عملی اولیه در کاری به دست آوردن

to get initial practical experience in an activity

«در یک استودیوی کوچک اولین تجربه کاری‌ام را به دست آوردم.»

I got my feet wet in a small studio.

«این دوره به دانشجوها کمک می‌کند وارد گود شوند.»

This course helps students get their feet wet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000