get one's feet wet
/ɡɛt wʌnz fit wɛt/
phrase (عبارت)informal
عبارت — اولین تجربه را به دست آوردن
اولین تجربه را به دست آوردنوارد گود شدن
تجربه عملی اولیه در کاری به دست آوردن
to get initial practical experience in an activity
«در یک استودیوی کوچک اولین تجربه کاریام را به دست آوردم.»
“I got my feet wet in a small studio.”
«این دوره به دانشجوها کمک میکند وارد گود شوند.»
“This course helps students get their feet wet.”