get one's fill
/ɡɛt wʌnz fɪl/
phrase (عبارت)common
عبارت — به اندازه کافی داشتن
به اندازه کافی داشتنسیر شدن از
به اندازه دلخواه از چیزی بهرهمند شدن
to have as much of something as one wants
«بچهها هرقدر دلشان خواست بستنی خوردند.»
“The kids got their fill of ice cream.”
«از غیبتهای اداره به اندازه کافی خسته شدهام.»
“I've had my fill of office gossip.”