get one's finger out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get one's fin·ger out/ɡɛt wʌnz ˈfɪŋɡər aʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بجنب

بجنببیشتر تلاش کردن

بیشتر تلاش کردن و از تنبلی دست برداشتن

to start working harder or more quickly

«بجنب و به ما کمک کن.»

Get your finger out and help us.

«او باید در کارش بیشتر تلاش کند.»

He needs to get his finger out at work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000