get one's fingers burnt

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get one's fin·gers burnt/ɡɛt wʌnz ˈfɪŋɡərz bɝnt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — ضرر کردن

ضرر کردنتاوان پس دادن

به‌دلیل وارد شدن به کاری پرخطر ضرر دیدن

to suffer because of a risky action or involvement

«او در آن سرمایه‌گذاری ضرر کرد.»

He got his fingers burnt in that investment.

«از قرض دادن پول به او تاوان پس دادم.»

I got my fingers burnt lending him money.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000